زیباترین مستند جهان زیباترین مستند جهان
مجموعه حیات وحش بی نظیر(حیات)
زیرنویس فارسی محصول ۲۰۰۹
مجموعه جامع تمرینات یوگا
مجموعه ای بسیار عالی برای سلامت
آموزش تمرینات به صورت ساده و جذاب
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 24 مهر ماه سال 1388

 

 

 
 
اگر مایلید این شعر و موسیقی را بشنوید
 
لطفا بر روی کلمه زندانی کلیک کرده و آنرا دانلود کنید.
 
 
 
 شعر از : دکتر فضل الله صلواتی   
 
 آهنگ از : هومن ، ه  
 
 آواز : مسیح   
 
 سارا   
 
 دکلمه : فرید 
 
 متن شعر را بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 

 زندانی

 

 

 در این زندان که تاریک است ،  نمناک است ، خاموش است .

نه مرغی میزند پر ، نه صدای رهگذاری میرسد بر گوش.

نه بانکی ، نه خروشی ، نه صدای پای انسانی ، و نه آوای مرغی، نغمه طفلی.

بلی ، تنها صدایی است، صدای آشنا ، اما، صدای پای او،

فریاد خشم و نعرۀ دشنام او،

آهنگ دردآلود باتوم و طنین محکم شلاق و آن دستی که در را، با کلید خویش بگشاید ،

همین ها آشنایان منند و هم سخنهایم.

تو ای جلّاد ! ای دژخیم، ای ظالم، که بر من می زنی شلاق،

و با آن کابلهای محکمت، بر پای من ، بر دست من ، بر جسم من کوبی ،

چرا دست مرا ، پای مرا بر تخت می بندی؟

چه کردم من ؟ چه بوده جرم من آخر؟

ببین از دستهایم خون چسان جاریست ، ببین پایم شده مجروح،

اندامم پر از خون است،

ببین رویم شده زرد و دلم در سینه پر درد است ،

ببین حالم پریشانست ، اندوهم فراوانست،

تو ، بر خود رحم کن ، بر خود و آنهایی که بشکستند بال ما

و در های قفس بستند ،

بترس از من ، بترس از ما،

مگر من نیستم فرزند تو ؟ فرزند شهر تو ؟ و فرزند عزیز آب و خاک تو؟

مگر این مملکت ، این مردم رنجور، آب و نان ، هوا و زندگی بر من نبخشوده؟

بزرگم کرده و اندر کلاس عشق ، داده درس پاکی را ،

و درس رنجها، اندوه و فقر و جان فشانی را

و درس مردی و جانبازی و شور و محبت را.

مرا اندوه انسانها، غم مردم، چنین کرده است،

عصیانم برای اوست، فریادم برای او است.

و شعر و شور و افغانم، تلاشم ، کوششم،

سعی و جهادم در ره حق. از برای اوست.

منم فرزند آگاه زمان تو ، چرا از من چنین در خشم و در رنجی؟

تو ، زندانبان، مفتّش ، بازپرس،ای آنکه در دست تو شلاق است.

چرا با خشم و نفرت اینچنین بر من نظر داری؟

چرا دندان بهم کوبی؟ چرا چشمان تو سرخ است؟

لبان تو چرا لرزان ؟ و سر تا پا وجودت نیز ترسان است؟

زبهر چیست شلاق تو ، اینسان بوی غم دارد؟

مترس از من ، مترس از ما ، بزن محکم، بزن

با قوت و قدرت، سیاهم کن ، به خون و خاک اندازم، بزن

تا نفرتم را بیشتر سازی، بزن

تا این وجود من زخشم و درد پر گردد.برای انتقام از تو.

بزن هر چند می خواهی ، نمی گویم مزن دیگر،

نمی گویم امانم ده، نمی گویم که رحمم کن

و حتی "آخ مردم  "  هم نمی گویم،

قد مردانگی را خم نمی سازم ، ز اوج مردمیها کم نمی سازم

نمی گویم غلط کردم ، نمی گویم که عفوم کن،

نمی گویم که را من خطا بوده است،

چون راه خدا بوده است.

و در زیر فشار چکمه هایت ، تسمه هایت ، بانک بر دارم،  

 

که : پیروز است آزادی 

و پیروز است آزادی  

 

فضل الله صلواتی 

آبان ماه ۱۳۵۰

اصفهان .زندان شهربانی